فاطمه نازدار من

سیزده به در خوب

گل مامانی امسال تقریبا اولین سیزده به درت بود و کلی هم با بچه ها خوش گذروندی خدا رو شکر هوا هم که عالی و آفتابی بود اینجا یه قدم اون ور تر آهنگ نای نای گذاشته بودن و شما دوتا... و اینم نی نی خاله جون(مهدیار) که اولین سیزده به در عمرشو سپری میکرد ماششششششششششششششششششالله   ...
15 فروردين 1394

بهار بهار چه اسم آشنایی

سلام عشق من امروز بعد از پایان تعطیلات نوروز بلاخره سرمون خلوت شد و گذرمون به دفتر خاطراتت افتاد و بر آن شدم  که چند تا پست ناب رات یادگاری بزارم این پست رو اختصاص میدم به عکسات البته از اون جایی که دوربین همش دست بابایی بود نشد خیلی ازت عکس بگیرم بیشتر عکسا مال دو روز آخر تعطیلاته اینجا خونه دایی احمده که شما سه تا وروجک شیطون(محمدصالح و محمدحسین) رفتین پشت در نشستید   اینم شما و محمدصالح خونه دایی جون من   ...
15 فروردين 1394

دلنوشته دخترانه

باباجون سلام این روزا مثل هر سال این موقع بیشتر از هر وقت دیگه ای دلتنگت میشم یاد اون عید آخر و اون مسافرت لعنتی و ده فروردین و.... دلتنگتم بابایی مهربونم وقتی پر کشیدی به آسمون من یه دختر 12 ساله بودم که بیشتر از هروقت دیگه ای نیاز به وجود پدرانه ات داشتم نیاز به محبت پدرانه و نوازش های پدرانه ولی .... طفلی مامان که جدای از غم نبودنت و تنها شدن خودش واسه ما انصافا هم پدری کرد وهم مادری بابایی موقع رفتنت به بهشت من همش 12 سالم بود و حالا خودم مادر یه دخترم چقدر دلم میخواس تو لحظه لحظه های شیرین زندگیم کنارم بودی ولی حیف خواستم امشب شب سالگرد عروجت به ملکوت گوشه ای از دردل های دخترانه مو بنویسم تا بلکه از بار دلتنگیم یه خورده کم بشه برای...
11 فروردين 1394

نوروز نوشت

عیدی که بهارش قدم فاطمه باشد صدها برکت از کرم فاطمه باشد امید که یک مژده ز صدها خبر خوش پیغام فرج در حرم فاطمه باشد   اللهم عجل لولیک الفرج   بحق فاطمه(س)     هر روزتان نوروز نوروزتان پیروز   عکسا باشه واسه بعد عیدتون مبارک ...
2 فروردين 1394

تولد عشقم سلما

فاطمه جون دیشب میدونی تولد کی بود؟ تولد دختر یکی از بهترین دوستای مامانی، سلمای نااااااااااااااازم که دو ساله شده حیف که کلیومتر ها ازمون دورن کاش پیشمون بودن و از نزدیک تولدشو تبریک میگفتیم ولی اشکال نداره از همین جا تبریک میگیم دوتایی مطمئنم خاله الهه عزیز تبریک مجازی ما رو هم قبول میکنه بس که مهربونه گل من سلمای عزیزم   تولدت مبارک   برات تو این روز قشنگ بهترین ها رو آرزو میکنم عزیزم این گلام هدیه مجازی ما به سلما ...
10 اسفند 1393

دختر انقلابی من

دختر من جا داره از همین تریبون بگم  سالروز پیروزی پر شکوه انقلاب اسلامی ایران به همه ایرانی های غیور و همیشه در صحنه کشور عزیزم مبارک باشه امروز مثل خیلی از مردم خوب کشورمون من و شما و بابایی رفتیم و در صحنه حضور پیدا کردیم و با این کارمون مشت محکمی به دهن آمریکا زدیم  اصن همچین محکم بود که دهنش پر خون شد بعله ما اینیم دیگه اونجا مامان جون باباجون دایی جون عمو جون عمه جون و............. همممممممممممممه رو دیدیم خعلی حال داد اینم شما و فاطمه و ساجده و علی اکبر   و این باز شما و فاطمه و ساجده که حضور فعال دارین تو صحنه راهپیمایی   ...
22 بهمن 1393

هیجده ماهگی و بدترین واکسن دنیا

دختر ناز مامان اول از همه بزار بگم دخترم تولد یک و نیم سالگیت مبارک و اما... بگم برات از روز سختی که داشتیم دیروز رفتیم درمانگاه و واکسنای هیجده ماهگی تو برات زدن وااااااااای که چه واکسنای بدی بود یادم نمیاد تو این یک سال و نیمی که با همیم هیچی به اندازه همین واکسنا اینقدرررررررر اذیتت کرده باشه دیروزو همش تب داشتی و از زور درد پا اصلا نمیتونستی از جات بلند شی همش اشاره میکردی به پای چپت و میگفتی درد خیلی بی قرار بودی و دل من و بابایی کباااااااااب بود برات دیشب تا ساعتای ده خونه مامان جون موندیم تا کمتر دردت یادت بیاد و همینجا جا داره از عمه جون و مامان جون و باباجون تشکر کنم که با کمکای بی ...
17 بهمن 1393

قسطنطنیه!!!!!!!!!

گل مامانی دخمل من این روزا تقریبا هرچی بهت میگیم میتونی تکرار کنی به جز کلمه های سخت مثل قسطنطنیه دیروز کلاهت افتاده از سرت میگی  کولا       اوپتا یا وقتی چیزایی رو که نباید، برمیداری و من با چشم غره بهت میگم بده میدی و پشت سرش میگی  ممنون وقتی هم چیزی رو میخوای قشنگ میگی  بده دیشب داری شیر میخوری یه هویی تو چشام نگاه میکنی میگی  مامان  میگم جااان میگی  دینده بدین دبیندندندنه قشنگ با همین مدل حرف زدن با همه ارتباط برقرار میکنی و بقیه رو هم وادار میکنی باهات حرف بزنن آخه قیافت موقع صحبت خیلی منطقیه وقتی هم بهت غذا میدم لقمه آخر دستاتو میبری بالا و میگی&nb...
16 دی 1393

دختر زحمت کش...

دو شب پیش رفتیم فرش فروشی که به مامان جون اینا در انتخاب فرشاشون کمک کنیم و این وسط تنها نوه خانواده یعنی فاطمه خانم نقش اساسی رو ایفا کردن هم تو انتخاب فرش و هم تو جمع کردن فرشای قدیمی من نمیدونم تو این دو دقیقه تو کی وقت کردی یاد بگیری چطور فرشا رو ورق میزنن   خسته نباشی مااااااااادر ...
16 دی 1393

تاب تاب

خانم گل من از وقتی تاب دیدی و خوشت اومده و تا تاب میبینی میگی  تاب تاب  (البته  با یه عشوه ی خاصی میگی هااااا) بابایی پی یه راه چاره بود که چطوری بزات تاب وصل کنه آخه چهارچوبای درمون صاف نیس خلاصه بلاخره با تلاشهای فراوان آقای پدر تونستیم یه میله بارفیکس وصل کنیم و اما.. اینقدر تاب تاب کردی که بابایی دیشب یه تاب موزیکال برات خرید و تو هم خوشحاااااااااال و اما وقتی فاطمه از تاب تاب خسته میشود... ...
16 دی 1393